خرید بک لینک
هوا کم کم دارد رو به سردی می رود ولی آن قدر ها هم سرد نیست که پیراهنم دوتا شود. نهایتا دکمه سردست پیراهنم را می بندم و یخه اش را به گردنم می چسبانم. کفش هایم را هم کمی واکس می زنم. همین روغن اضافی گرم

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:43

در پارک نشسته ام. دقیقا روی نیمکت فلزی سبز رنگی در کنار حوض بزرگ وسط پارک. چیدمان نیمکتها به نظر نظم خاصی ندارد. در هم و برهم است. حتی روی یک نیمکت، نیمکت دیگری گذاشته اند. مگر می شود؟ !!چشمانم را می

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:43

چه کسی باید راضی شود؟ قفل، صاحب قفل و یا کلید و بررسی از مرجع شاکلید طبق کپی رایت . و یا شاید خودم تا دست بردارم از گشودن قفلی که نه قفل و صاحب قفل کوتاه می آیند و نه کلید و بررسی از مرجع شاکلید طبق کپی رایت هنری به خرج می دهند! دراین دنیای بزرگ و البته

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:43

بیدار شده ام و زل زده ام به دیوار رو به رو. دیوار که سفید باشد در تاریکی هم سفید دیده می شود. انگار رنگ جز ذات دیوارهاست و دیوارها بهترین پرده برای نمایش آنچه که در خواب دبده باشی. صورت زیبایت نقش می

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:43

دستت میان دست رقیب آشیان گرفت

اما چه سود، از من بیچاره جان گرفت

هرگز ز روی طعنه مرا ناتوان مخوان

جانا رقیب از من شیدا، توان گرفت....

فی البداهه و خلق الساعه!

م. کرمی

ایلام

7 تیر 97

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:43

قدم هایم را تند می کنم. تندتر و تندتر درست مثل زمانی که عقربه های ساعت را داری با پیچ تنظیم به جلو میکشی. می توانی در عرض چند ثانیه، ساعتها و شاید روزها به جلو بروی بدون آن که حتی یک لحظه گذر این همه

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:43

نامه ای به یک دوست حال من اصلا خوب نیست. چند وقتی می شود که دارم از روی جبر و یا عادت نفس می کشم. بیمار شده ام و نمی دانم چه مرگم شده است. روحم بیمار شده است. نا امیدی سرتاپای وجودم را فرا گرفته و چون

برچسب: نویسنده: ایلیا نصیری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:43

صفحه بندی